آموزش انتقال برنامه ها به مموری کارت بدون نیاز به روت در اندروید
داستان کوتاه - مرکز تفریح و دانلود ( آندروید )
X
تبلیغات
رایتل

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
دانلود بازی ، تم ، والپیپر ، نرم افزار و زنگ موبایل ، داستان کوتاه ، تست هوش ، دانستنیها ، SMS و... ( آندروید )
منوی اصلی
آمار بازدید
تعداد نمایش : 183016
درباره ما

آخرین مطالب


نویسنده : علیرضا

تاریخ ارسال مطلب : سه‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1390 - 03:14 ب.ظ | نسخه چاپی

دعای کشتی شکستگان 

یک کشتی در یک سفر دریایی در میان طوفان در دریا شکست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا کنان خود را به جزیره کوچکی برساند.دو نجات یافته هیچ چاره ای به جز دعا کردن و کمک خواستن از خداوند نداشتند.چون هر کدامشان ادعا می کردند که به خداوند نزدیک ترند و خدا دعایشان را زودتر استجاب می کند. تصمیم گرفتند که جزیره را به 2 قسمت تقسیم کنند و هر کدام در قسمت متعلق به خودش دست به دعا بردارد تا ببیند کدام زودتر به خواسته هایش می رسد.نخستین چیزی که هر دو از خدا خواستند غذا بود.صبح روز بعد مرد اول میوه ای را بالای درختی در قسمت خودش دید و با آن گرسنگی اش  را برطرف کرد.اما سرزمین مرد دوم هنوز خالی از هر گیاه و نعمتی بود.هفته بعد دو جزیره نشین احساس تنهایی کردند.مرد اول دست به دعا برداشت و از خدا طلب همسر کرد.روز بعد کشتی دیگری شکست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یک ...

 زن بود که به طرف بخشی که مرد اول قرار داشت شنا کرد.در سمت دیگر مرد دوم هنوز هیچ همراه و همدمی نداشت. بزودی مرد از خدا طلب خانه-لباس و غذا بیشتری نمود.در روز بعد مثل اینکه جادو شده باشد همه چیرهایی که خواسته بود به او داده شد.اما مرد دوم هنوز هیچ چیز نداشت.سرانجام مرد اول از خدا طلب یک کشتی نمود تا او و همسرش آن جزیره را ترک کنند.صبح روز بعد در کنار جزیره مرد یک کشتی  را که لنگر انداخته بود پیدا کرد.مرد با همسرش سوار کشتی شد و تصمیم گرفت جزیره را با مرد دوم که تنها ساکن ان جزیره دور افتاده بود ترک کند.با خودش فکر می کرد که دیگری شایسته دریافت نعمت های الهی نیست چرا که هیچ کدام از درخواست های او از طرف پروردگار پاسخ داده نشده بود.هنگامی که کشتی  آماده ترک جزیره بود مرد اول ندایی از آسمان شنید :چرا همراه خود را در جزیره ترک می کنی ؟ مرد اول پاسخ داد: نعمتها تنها برای خودم است چون که من تنها کسی بودم که برای آنها دعا و طلب کردم دعاهای او مستجاب نشد و سزاوار هیچ کدام نیست.آن مرد سرزنش کنان ادامه داد : تو اشتباه می کنی او تنها کسی بود که من دعاهایش را مستجاب کردم وگرنه تو هیچ کدام از نعمت های مرا دریافت نمی کردی.مرد پرسید : به من بگو که او چه دعایی کرده که من باید بدهکارش باشم؟او دعا کرد که همه دعاهای تو مستجاب شود.